تبليغاتX
جوگ فکاهی طنز برای افغان های عزیز
جوگ فکاهی طنز برای افغان های عزیز
از تشریف آوری شخصیت های نیمه سیاسی و نیمچه ملا های مبارز پیشاپیش معذرت میخواهم

 

شاگرد از معلم تاریخ پرسید معلم صاحب ار روزی کدام کار ظاهر شاه ، او را به نام بابای ملت میگویند؟

معلم تاریخ گفت : چون ظاهر شاه در دوره چهل ساله ی حکومت خود بسیار زنها و دختران را دوست

داشت و امروز همان اولاد های نا مشروع او ، او را به نام بابای خود یاد میکنند که یک واقعیت بسیار

تلخ است .


مردم از اشرف غنی پرسیدند « این افراد مسلح (بادیگاردها) به دور و پیشت چه میکنند

اشرف غنی : اینها «بادیگاردها» سکها اند که مرا حفاظت و نگهبانی میکنند !

مردم پرسید : خیر خودت چه استی؟

اشرف غنی : مه شیر هستم

مردم : در اینکه خودت و بادیگار هایت چهار پا دارید و هم نوع استید شکی وجود ندارد  اما اینکه سگها

از شیر نگهبانی میکنند جای تعجب است!


روزی جنرال انفجار خان ( رشید خان ) از تورن اسماعیل خان « مشهور به تورن مجبور خان » پرسید

ساعت چند است ؟

تورن مجبور خان که از انفجار خان بسیار میترسید با عاجزی گفت : قربان شما ساعت هر چند که میل

مبارک باشد.


قندی گل به پسرش ظاهر گل گفت : بچیم هر وقت مهمان امد اگر من گفتم چاینگ بیار بگو کدامش را

اگر گفتم رادیو بیار بگو کدامش را ، خلاصه هر چیزی را خواستم تو پرسان کو کدامش را ؟

تصادفا در همان روز چند نفر از دوستان پدر ظاهر گل مهمان شد ند .

قندی گل : بچیم پدرت را صدا کن .

ظاهر گل با اواز بلند گفت : کدامش را مادر جان !


به یاد بود مرگ یک نقاش بزرگ با تشریفات تمام یک تابلوی بزرگ شرح حال او را در بالای درمنزلش نصب

کردند  پس از تمام  شدت تشریفات دو نفر از مدعویین (عبدالرسول و احمدشاه) با هم طرف منزل

میرفتند عبدالرسول گفت : اگر من بمیرم تابلوی بالای در منزلم  اویزان خواهند کرد ؟

احمدشاه گفت : بلی ، حتما

عبدالرسول گفت : روی ان چه چیز خواهند نوشت ؟

احمدشاه : روی ان مینویسند (خانه کرایی )


 تکراری است

در زمان مشروطیت پیر زنی به نام گل پیکی از مردی بنام شاهپور پرسید : منظور از مشروطه چیست؟

شاهپور گفت : قوانین جدید .

گل پیکی پرسید : مثلا چی؟

شاهپور به شوخی گفت : مثلا دختران جوان را به پیر مردان دهند و زنان پیر را به جوانان .

نواسه ی گل پیکی که مریم نام داشت گفت : این چی فایده ؟

گل پیکی با عصبانیت به مریم گفت : ای بی حیا حالا کارت به جایی رسیده که به قانون مشروطه ایراد

میگیری   ؟       

 


    این هم یک شعر

نو عـــــــروس ز صـــــــــفا گفت شبی با داماد

نام این مه چه کسی ماه عسل بنهاده است؟

گفت داماد به لبخـــــــــندجوابـــــش، کاین ماه

ماه غسل است ولی نقطه ی ان افتاده است

2 نوشته شده در  Tue 21 Jun 2005ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط بچه (انگوری جاغوری)  |