تبليغاتX
جوگ فکاهی طنز برای افغان های عزیز
جوگ فکاهی طنز برای افغان های عزیز
از تشریف آوری شخصیت های نیمه سیاسی و نیمچه ملا های مبارز پیشاپیش معذرت میخواهم

 

یک افغانی که تازه استرالیا امده بود و کانگرو را می بیند که خیز می زند و برای یک استرالیایی می گوید والا ملخ های شما بسیار بزرگ است و زیاد خیز می زند

گدای شب به پسر خود گفت : فردا اگر یک من برنج بپزیم چقدر روغن به ان بکار است؟  پسرش گفت دو سیر روغن .! گدا گفت : برای پختن برنج  چهار یک ان روغن بکار است تو چرا دوچند می گویی ؟ پسرش گفت : در صورت که خیالی است بگذار چرب تر بخوریم ..

یک روز موش به نزد دریا امده و بر فیل چیغ می زند فیل ، فیل زود از اب بیرون شو . فیل با قهر از اب بیرون می شود و به موش میگوید خدا کند که کدام گب بسیار مهم باشد اگر نه وای بر حالت .موش نگاهی بر او میکند و میگوید چیزی مهمی نیست پس میتوانی بروی چون من فکر کردم که لباس اب بازی من ه تن توست .

وزيران وطن  زير  سوال  اند

 

شنيدستم  كه  كرزي  امر  فرمود

بگيرند مخبران   دفتري     را

 

به   كلي  قدغن  و موقوف   سازند

زكشور    رسم   جاسوس  پروري  را

 

كه  را مامور  اجرا آت   فرمود

گمانم  سيد حسين  انوري  را

 

چنين  والي كه  خود  جاسوس  باشد

چسان  در قبضه  گيرد  داوري  را

 

وزيران   وطن   زير   سوال   اند

به  آب  انداز  حكم  سرسري  را

 

رييس   مملكت  مامور  و معذور

سيا     افگنده  جنگ   زرگري  را

تا بعد

2 نوشته شده در  Thu 22 Sep 2005ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط بچه (انگوری جاغوری)  |